مکان اقتدار

یک درخت توی جنگل های نرسیده به چالوس است که روزگاری پناهم می داد...

درختی سترگ  با شاخ و برگی سر به آسمان برافراشته...

همیشه برای فرار از غم به شمال ژناه می بردم و برای اولین بار شاید در دوران نوجوانی توی مسیر جاده چالوس لختی تامل کردیم و من در گشت وگذارم به این درخت رسیدم.

به پایش نشستم و  تکیه دادم.

چشمانم را بستم و به هیچ چیز فکر نکردم. دمی بعد چشمان را که باز کردم ،قدرت درخت را در رگهایم جاری دیدم .

سال هاست که دیگر از ان درخت خبری ندارم . 

این روزها جاهای دیگر هستند که به مکان اقتدار من تبدیل شده اند.

کنجی همیشه خلوت در حرم امام رضا...

گوشه دنجی در چمن های پارک...

پلی در کوهستان درکه...

جاهایی که هر وقت کم میاورم کافی است به انجا پناه ببرم و دوباره از نو بازسازی شوم.

شکر که همین معدود مکان ها هستند.

/ 2 نظر / 6 بازدید
... امید

سلام فکر نمیکنید یک جای مهمی را از قلم انداخته اید[سوال]

کورش بهزاد

وسط میدون جنگم. کجاست پناهگاه من؟ کجاست فرصتی برای رفتن به پناهگاه؟ ... شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل کجا..................... ؟