من و جسمم

زمانی که یوگا کار می کردم یاد گرفته بودم با تک تک اعضای بدنم ارتباط برقرار کنم.

دوستشان داشته باشم و بهشان توجه کنم .

سال ها بود که این موضوع را به دست فراموشی سپرده ام.

حالا بدنم بیماری را واسطه کرده تا دوباره دوستش بدارم و بهش توجه کنم.

اعضایی که شاید در حالت عادی از وجودشان نیز بی خبر باشم .

و حالا من هر روز سینوس هایم را چک می کنم...

زانو هایم...

دستگاه گوارش...

و...

من بدنم را دوست دارم.

/ 3 نظر / 12 بازدید
مرتضا

بدون یوگا و مریضی عمرا آدم به بدنش فک کنه!! [نیشخند][نیشخند]

محبت اکسیر وجوده. از محبت دردها شافی شود وقتی آدم با محبت میشه توی چشماش میشه فهمید. توی حرفاش توی نگاهش و ... باید نیمه شبها بیدار شد و گریه کرد و خواهش کرد و التماس کرد تا خدا اکسیر محبت رو بهش بده. همون اکسیری که اگه به اجسام بی جان برسه اونها رو تغییر میده چه برسه به اعضای بدن و ... شاید برای همین بوده که تمام وسایل پیامبر اسمی داشته و پیامبر از روی محبتش برای اونها اسم انتخاب میکرده و اونها رو با اون اسمها صدا میکرده. و از همین محبته که وقتی پیامبر قرار میشه جای صحبت کردنش رو در مسجدش عوض کنه ؛ ستونی که به اون تکیه میداده به صدا در میاد و گریه میکنه. ( ستون حنانه ) محبت وادی عجیبیه. خوش به حال انسان های با محبت. خوش به حال اونها ...

فرهاد

سردمه... زمستونو دوس دارم حتی با تب و لرز سرماش یا همون آنفولانزایی که واکسن شو گیر نیوردمو دو بار مریض شدم زمستون خوبه بخاطر بوی قهوه داغ... رهگذر پالتویی و..