ولگرديهای يک ديبای فضول !!

اول :
توي راه
: تو اينجا را از كجا گير اوردي ؟
: يكي از دوستام ادرسشو داد و گفت مال يك خانوميه كه بچه هاش خارجند و اينم ميره و مياد . و هر دفعه يك سري لباس و خرده ريز مياره و شو ميزاره !
: ولي به جون تو از جاش معلومه كه من يكي هيچي نميتونم بخرم !
: نه بابا ! يهو يك چيزي ديدي و خوب بود ؛ ميارزه پول خوب بدي جنس خوب بگيري !
: خلاصه گفته باشما ! من تو رودر بايستي هيچي نمي خرمها ! فقط يك همراهم !
: خوب بالاخره كه مي خواي براي عيد يك چيزي بخري !
: نه جانم ! بنده با خودم عهد كردم تا لاغر نشم لباس هيچي نخرم و چيز ديگه هم لازم ندارم !
: يك دور ديگه ادرس را بخون !
: خيابان فرشته ...............برج ....! اين شماره زنگشونه !14984چه جالب !اين كوچه را بپيچ !: واي اين همون برجست كه من هميشه دلم مي خواست توش را ببينم ! خوب شد اومدنم يك خوبي داشت !
توي ساختمان
: چقدر حور و پري اينجا ريخته ! جاي پسرا خالي !!
: خفه !
: اي بابا من فكرمي كردم چقدر اينتو بايد خوشگل باشه ! خود ساختمون مدلش بد نيست ولي جان من اخه اين مبل استيلها ي طلايي به سبك مدرن خونه مياد ؟
: خفه !
:** سلام عزيزم واي قربونتون برم چه خوب كرديد اومديد !
: تو رو مي شناخت ؟
: نه والا !
: اخي اين بچه رو ببين چه خوشگله !
: سلام خانومي چه لباس خوشگلي !
:* از بنتون خريدم !!!!!!!!!!!!!!!!!
: بعله
: اينم از بچشون ! 3 سالش بيشتر نيست اونوقت ...بگذريم تو چيزي ديدي ؟ اين لباسا يك جورايي نو نيستند به نظرم ؟
: اره اون خانومه داشت يواشكي مي گفت اينا اون لباسايي كه بچه هاش اونجا مي خواستند بريزند دور ! ولي اونوريا نو تره !
: خونه كه نيست درياست !ببين من اينجا واي ميستم تو برو بگرد !
** بفرماييد بنشينيد !
: مرسي
** اره داشتم مي گفتم اين ارايشگره خيلي كيوته ! من اومدم رفتم پيشش موهامو كوتاه و هايلايت كرد 160 تومن گرفت !
*** خوب گرفته بابا ! هم كارش خوبه هم ارزونه !! تلفنشو بده !
** مي خواي ادرسه سايتشو بدم ؟
:!!!!!!!
** راستي كنسرت مياي ديگه ؟
*** نه پاسپورتم را بايد تمديد مي كردم ! تنبلي كردم !ولي دوهفته پيشيه خيلي توپ بود !
: ديبا بيا اينو ببين !
:چيه !
: جان من فقط خودتو كنترل كن ! شورت مردونه 27 هزار تومن !
: اينكه عين ماماندوزاست ؟؟شايدم قيمتش همينه ؟ يادم باشه تو وبلاگم بپرسم از اقايون !! جان من بيا بريم من كم كم دارم جوش ميارم از اينهمه تظاهر و بي هويتي !
: اره بريم سوژه يك ماهم جور شد ! فقط بريم خداحافظي كنيم !
** عزيزم اين تاپي كه برداشتي فقط برازنده هيكل توه ! قابل نداره 67 تومن ! تشريف مي بريد ؟
: با اجازتون !
: مي خوايم بريم مامانو بياريم !!
: بدو
: دررو
: تاپ برازنده دختره را ديدي ؟ چرا مردم فقط براي ماركي كه معلوم نيست اصل باشه اينهمه پول ميدن !
: راستي تازگيها براي كنسرت پاسپورت مي خوان ؟
: چطور ؟
: اخه خانومه گفت چون پاسشتموم شده نمي تونه بره كنسرت !
: ديونه كنسرتهاي دبي را مي گفتند !!
:....
: اينم يك جور زندگيه !

دوم : 5 ساعت بعد :
توي راه
: پدرم در اومد تا تونستم براشون كادو بگيرم ! خيلي سخته كه بخواي براي بچه اي كادو بخري كه هيچ اسباب بازي نداره !
: چند تا هستند ؟
سه تا دوتا دختر 10 و 8 ساله و يك پسر 6 ساله ! باباشون رفتگر بوده ماشين ميزنه بهش در ميره ! وسطي هم ضريب هوشي پايين داره و دو ساله كلاس اوله و باز هم اخراجش كردند .
: شما چقدر كمكشون مي كنيد ؟
: خيلي ماهي 70 تومن !
: اخي ماهي 70 تومن ! بعضيا با اين پول نميتونن موشون را رنگ كنند ! خانواده شون چي ؟
: نه بابا از وقتي باباهه مرده سراغي ازين زن نميگيرند كه ببينند مرده ست يا زنده ! فقط منتظرند مادربزرگه بميره بيفتند رو سهم الرثش از خونه باباي بچه ها !
: خونهه مگه چقدر هست ؟
: 35 متر تو حومه قلعه حسن خان ! نيم ساعت ديگه خودت مي بيني !
توي خونه
خاله با من بازي مي كني ؟
: اره عزيزم ! ببينم چه نقاشي قشنگي كشيدي ! كلي هنرمنديا !
:** تولد يعني چي خاله ؟
: تولد ؟ يعني اينكه ما اومديم خونه شما دور هم جمع شديم و كيك خورديم و بازي كرديم !
:** كادو هم باز كرديم !!
: اره كادو هم هست !
: ديبا ببين با چه دقتي كاغذ كادوها را باز كرد و داره قايم مي كنه !
: نه داره دفتراشو جلد مي كنه !
:درخونه بسته نميشه !
( يك در اهني با شيشه هاي شكسته كه با يك زنجير و قفل بسته ميشه ، كل خونه يك اتاق 12 متري و يك راهرو 10 متريه و دستشويي و حموم و ظرف شويي تو يك حياط فسقلي )
: ديبا اينا اب گرم ندارند
: پس حموم ؟
: هيچي اب رو بخاري گرم مي كنند و ميريزند تو دبه ميبرند تو دستشويي !
: خوب با پول خيريه نميشه براشون ابگرم كن خريد ؟
: نه مي خوايم سهمشون را بذاريم بانك وام بگيريم اين خونه را بسازيم ! سقف با بارون بعدي مياد پايين !
:....
: اينم يك جور زندگيه !
ديگه نميدونم بخندم يا بگريم ! اينهمه تفاوت میون ادمهايی که فقط دوساعت خونه هاشون فاصله داره !!


/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شوالیه سیاه

سلام . ای بابا . اين چه وضعيه . بابا يکی از موضوعات و سوژه های من پَر شد . پريد رفت ... بابا تو که از اينا نمي نوشتی . حالا من چيکار کنم ؟!!! . در ضمن اين دوساعت راه که چيزی نيست . من يه جا رو ميشناسم که فاصله خونه هاشون دو دقيقه نميشه !! هميشه سپيد باشی

Chiron

تقصير کيه؟ تقصير من...تو...اون...همه مون. همه دستامون تو جيب همديگس و اين سيکل معيوب همچنان ادامه داره...

aidin

اينجا هم خودتی؟!

NegiN

مرسی عزيزم...منم هم خودت هم نوشته هات رو دوست دارم...زياد ..

یک زن

واقعن قربون خدا برم... نمیدونم چی بگم...یه جا شنیدم که خدا به این دلیل تو آفرینشش فقرا رو قرار داده که بتونه درجه مرام پولدارارو محک بزنه...من که قبول ندارم...پس چیو باید قبول کنیم؟؟من موندمو یک دنیا علامت سوال حل نشدنی...از خودم خجالت میکشم که راحت زندگی میکنم و یه آدم هم جنس من داره زجر می کشه...پس کو عدل الهی؟؟؟ من جواب می خوام.....خدایا شکرت.

Dr.A.S... Leo

قسمت هفتم راپورتهای سفر به بم منتشر شد (به عبارتی بخش پنجم از روز دوم! ) بعلاوه مطلبی از ابراهيم نبوی و..

z8un

چه وحشتناکه اين اختلاف..ولی واقعيت داره متاسفانه.. يه عده نمی‌دونن چه جوری پولشونو خرج کنن يا بهتره بگم دور بريزن ( البته جوری که همه بفهمن) و يه عده به نون شب محتاج.. کی عدالت برقرار می شه؟

reza

سلام من اولين باره ميام اينجا،بی بی لينک داده بود،مطلب جالبی بود،ميدونی اين تفاوتها بعضی جاها بد جور پر رنگ ميشه همين چند شب پيش من يه نوعشو ديدم.

راز گل افتاب گردان

سلام ديبا جون من تازه اين نوشته ات رو ديدم اون روز که بی بی جون گفت برين ولگرديای ديبا رو ببينید من اومدم هیچی نبود واز جایی که بی بی رو دوست دارم و قبولش دارم هیچی نگفتم گفتم شاید سنم رفته بالا چشمام خوب نمی بینه /جالب بود خدا رو شکر که من تا حالا یک بارموهامو رنگ نکردم و هیچوقت از ارایش حتی توی مجالس استفاده نکردم و همینطور خرید این جور لباسها تا وقت داشتم اگه رسیدم خودم یه جوری دوختم تعداد لباس بیرونیم هم به سه یاچهار دست نمی رسه اونم برای عروسی برادرهام به اجبارخریدم

فرشاد

سلام : با لينک بي بی اومدم اينجا .... و موندم که با لينک کی از اين شرمندگی بيرون بيام . * * من البته نه از قماش برج عاج نشينانم نه افتاده به چاه فقر ، اما شرمنده ام از اين بی عدالتی همواره که لکه ننگی بر دامان فرهنگ غنی و انسانی اين مرز و بوم است و مقصر . . . نميدانم ، ... شايد عادت به روزمرگی اين بی عدالتی ها ... شايد حجب و حيای بسيار اين آدمها ... و شايد ... استغفرا... ***** ***** دستتان بی بلا که هر از چند گاه لااقل به جانهای دل مرده مان نيشتری ميزنيد با تيغ صفايتان . ++++ پاينده باشيد .