جزیره

راستش الان فقط یک دوست می خواهم به مفهوم سنگ صبور...

اتقدر از حساب دوستیم با آدم ها بی ملاحظه برداشت کرده ام و برای هر اتفاق بی خودی اوار شده ام سرشان که دلم نمی خواهد الان که همه شان درگیرند به سراغشان بروم...

الان تنها کاری که می توانم بکنم این است که توی دست و پایشان نباشم.

کمکشان که نیستم لااقل بار نباشم.

ولی ....

/ 1 نظر / 13 بازدید
تخت شماره دوازده

الان یک دفعه فکردم با چه اعتماد به نفسی نوشته ام. اصلا من را دوست حساب میکردی؟[خجالت]