رفتن

"رفتن"!
رفتن که بهانه نمیخواهد,
یک چمدان میخواهد از دلخوریهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشیهاى انکار شده...
رفتن که بهانه نمیخواهد, وقتى نخواهى بمانى, با چمدان که هیچ بى چمدان هم میروى!

"ماندن"!
ماندن اما بهانه میخواهد,
دستى گرم, نگاهى مهربان, دروغهاى دوست داشتنى, یک فنجان چاى, بوى عود,
یک اهنگ مشترک, خاطرات تلخ و شیرین...
وقتى بخواهى بمانى, حتى اگر چمدانت پراز دلخورى باشد خالى اش میکنى و باز
میمانى... میمانى و وقتى بخواهى بمانى, نم باران را رگبار مى بینى و بهانه اش
میکنى براى نرفتنت!

ارى,
امدن دلیل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن, هیچکدام... !

پ.ن : نمی دانم منبعش کجاست

/ 5 نظر / 23 بازدید
ZaHra

چقد خوبه یهو متنای قشنگه اینجوری خوندن !

شکلات بانو

کسی که میلش به آمدن و ماندن باشد به صدم ثانیه ای دلیل و بهانه را می یابد ولی امان از این که نخواهد.... تمام دلایل و بهانه را زیر پا میگذارد و می رود!!

مريم

براستي چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آمدن دلیل مى خواهد ماندن بهانه و رفتن, هیچکدام... ! [افسوس][افسوس][افسوس]

یک نفر

خوشحالم که غم از چهره نوشته های شما رفته است

کورش بهزاد

حالم خوب شد وقتی نوشتهای شما را خواندم