تغییر ذائقه

از خیلی بچگی ، حتی قبل از اینکه سئوال من از کجا اومدم و فرق دختر پسر به ذهنم برسه !( بگذریم که کلا این سئوالها برای من هیچ وقت بوجود نیامده بود) یک سئوال در ذهنم لاینحل باقی مانده بود و این سئوال این بود:

چه کسی کشف کرد اسفناج خوردنی است؟

به نظرم برگ درخت چنار از این سبزی مزه دار تر است و حتی تبلیغات زیرپوستی کارتون پاپای هم تاثیری نداشت و به نظرم نامزه تر از این گیاه وجود نداشت.

آلو اسفناج ، برانی  و خلاصه فراورده های منتج از اسفناج برایم بی مزه و بی خود بود و هرچه در خصوص فواید آن و معدن آهن بودنش داد سخن می گفتند هیچ تمایلی به خوردنشان نداشتم و به نظرم علف بی خودی بود که قاپ آدم ها را دزدیده است.

اما از یک سال پیش کم کمک گاردم نسبت به این خوراکی ها ریخت و اگر جایی بود می خوردمشان ولی کماکان از بی مزه بودنش شکایت داشتم.

چند شب پیش وقتی ساقه های ترد اسفناج آغشته به روغن زیتون و پره های نارنج را در دهان حس می کردم غرق در لذت شدم و گردوهای خیس خورده نیز مکمل این دلخوشی بود در این سالاد اعجاب انگیز..

حالا وقتی به دسته های اسفناج تازه روی این گاری های سبزی فروشی می رسم انگار گنج پیدا کردم و در پی تجدید  یک خاطره خوشمزه هستم.

/ 0 نظر / 13 بازدید