دیبای چهلتکه

يکی به من بگه صبر يعنی چی؟
اينکه همه چی را تو دلت بريزی صبره ؟
يا اينکه يک جايی تو خلوت می تونی با خدای خودت درددل کنی و غر بزنی ؟
نکنه اونوقت ناشکری به حساب بياد ؟
چرا دارم کاری می کنم که زمان فکر کردن نداشته باشم ؟
کماکان از خودم و بقيه ادمها بدم مياد و به خاطر اينهمه قدردانی از نعمت زندگی دونه دونه موهبتها هم داره از دور و برم پر ميکشه .
کاش ادم ندونه...
نوشته شده در ۱۳۸٤/٤/۱٤ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody