دیبای چهلتکه

اتش هرجا باشه يک جور عمل می کنه .
اتشم خاکستر شده بود ولی سعی داشتم دوباره جانی بهش بدم که مجبور شدم سريعتر از دلم بيرونش ببرم .
و برای اينکار مجبور شدم با دستام تکه های ذغال گداخته را از دلم خارج کنم .
حالا هم دل سوخته ام جلوی چشممه و هم دستهای زخميم .
نوشته شده در ۱۳۸٤/۱/٢٤ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody