دیبای چهلتکه

گاهی تمام نيازهای ادم خلاصه ميشه به يک اغوش مهربانی که بی چشمداشت پناهت بده ويا دست نوازشگری که دستهاتو بگيره و بهت اطمينان بده که هنوز دوست داشتنی هستی و زندگی ارزش تجربه کردن را داره و مشکلاتش اونقدر اهميت ندارند که بخوای خودتو عذاب بدی!
و يا حتی صدای مهربانی که بهت بگه غصه نخور و همه چی می گذره !
هيچ وقت فکر نمی کردم اين نياز را تجربه کنم و هيچ کس نباشه که اون حس خوب را بهم برگردونه !
و بعدشم هر چی سعی کنم نتونم خودم به داد خودم برسم .
و با کمال بی انصافی خودم را محکوم کنم که وقتی خودم نتونم با غمهام بسازم چه انتظاری از ادمهای بيرونيه !
بابا منم ادمم و گاهی احتياج دارم که يک اغوش گرم پناهم بده !
نوشته شده در ۱۳۸۳/۱۱/۳٠ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody