دیبای چهلتکه

عدم امنيت
عدم اعتماد به نفس
عدم انگيزه
عدم عشق
عدم تلاش؛ حرکت
عدم اراده
عدم هرچی که برای يک زندگی پويا لازمه!
پوياييش تو سرش بخوره ؛
هرچی که برای زندگی لازمه!!
خلاصه عدم همه اين چيزا باعث شده که دلم نخواد از پناهگاه امنم بيرون بيام .
بيشترين زمان را اونجا سر می کنم.
فرار از همه چی
فرار از خودم
فرار از زندگی
فرار از مسئوليت
و پناهگاه امنم ؛ تنها جايی توی اين دنيا که توش احساس ارامش دارم ؛ تخت خوابمه !
زير پتو و صدتا بالش!
نمی خوام با زندگی روبرو بشم .
و اين حالم را بهم می زنه!
و خودم می دونم که فقط يک مرده متحرکم!
نوشته شده در ۱۳۸۳/۱۱/۸ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody