دیبای چهلتکه

رفتم سفر شايد کمی از فکر و خيال در بيام و برای هزاران کاری که بايد تو اين شش ماه انجام بدم نيروی تازه ای از مادر بخشنده طبيعت بگيرم ؛ غافل از اونکه هيچ کس و هيچ چيز به جز خودم نمی تونه بهم کمک کنه تا حالم خوب بشه !

برای اولين بار بعد از اينهمه سال در استانه دهمين سالی که با تمام وجود قسم خوردم اخرين اولين روز مهر را در مدرسه سر کنم ؛ ناغافل امسال دلم برای روز اول مهر تنگ شده و اين برام خيلی عجيبه ! من از مدرسه متنفر بودم ولی امسال دلم می خواست کتابی جلد کنم و مانتو و شلوار نو داشته باشم .

اقا پای يک جور شيرينيه که لای اون از ميوه های مختلف استفاده می کنند و معمولا به اسم همون ميوه ها هم خونده ميشه ؛ مثل پای سيب يا پای هلو !!
اينم برای اون ادم محجوبی که ميل زده بود و توضيح خواسته بود !!
نوشته شده در ۱۳۸۳/٧/٢ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody