دیبای چهلتکه


راستش همه ما كه توي تهران زندگي مي كنيم يك جورايي افسرده ايم و يكي از دلايلش اينه كه محيطي كه توش زندگي مي كنيم محيط شادي نيست . و مسئولين هيچ تلاشي براي شاد كردن ان نمي كنند و بد تر با تصميماتشون باعث ميشن كه روحيه مردم بدتر بشه و مردم به موجوداتي افسرده و عصبي بدل بشن !
من تهران را خيلي دوست دارم و از زندگي توش لذت ميبرم ولي دلم ميگيره وقتي ميبينم وضع ظاهري شهر به جاي بهتر شدن بدتر ميشه !
نميدونم شما هم اين نقاشيهاي ديواري را كه صحنه هاي شكنجه عراقيان تو زندان ديدين يا نه !!منكه هر روز كه از جلوي اينها رد ميشم اعصابم خورد ميشه !
نميدونم ايا شهردار يك ذره شعور داره كه بفهمه اين نقاشيها چه تاثير بدي روي اعصاب مردم و به خصوص بچه ها داره !؟ البته مسلما نداره و گرنه اينهمه مال بيت المال را هدر نميداد تا اين مزخرفات را بكشند !!
جالبه كه ما ماليات ميديم به ادمهايي كه با اون پول ما را ازار بدن !!
كلا نقاشيهاي ديواري شهر كه وضعش خرابه ولي ديگه اين سري شورش را در اوردند . دلم مي خواد يك شب يك سطل رنگ بردارم و روي اين نقاشيهاي ابلهانه بپاشم .
كاش شجاعتشو داشتم !!!
من يكي كه واقعا اذيت ميشم . درسته كه وضع عراق واقعيتي دردناكه ولي از اون دردناك تر زندگي توي كشوريست كه ادمها اهميت ندارند و سرمايه هاي ملي و فرهنگي به باد فنا ميره !

يك زماني زمستونها بيشتر لذت ميبردم از اينكه توي شهر بين مردم بچرخم اونم به خاطر اين بود كه رنگ بيشتري توي فضا وجود داشت . يعني كاپشنهاي رنگي و مردمي كه بي محابا از رنگهاي متفاوت استفاده مي كردند باعث ميشد كه توي جامعه يك موج رنگي پديد بياد . نميدونم فلسفه اش چي بود كه زمستونها مردم تو پوشيدن كاپشنهاي رنگي اونم با رنگهاي تند و شاد مشكلي نداشتند ولي همين ادمها تابستون كه ميشد كماكان رنگهاي تيره را ترجيح مي دادند.
متاسفانه ديگه حتي توي مهمونيها نيز از تنوع رنگ خبري نيست . چون اكثر خانمها براي اينكه لاغرتر به نظر برسند رنگهاي تيره را استفاده مي كنند . حتي توي اخرين عروسي كه من رفتم به جز عروس كه كجبور بود سفيد بپوشه 99% خانمها مشكي پوشيده بودند ..
ولي حالا خوشبختانه تابستونها مانتوهايي با رنگهاي شاد توليد ميشه كه همين خودش توي روحيه افراد تاثير داره ! و خوبيش اينه كه چون اين مانتوها توليد انبوه داره و تعداد زيادي از مردم از اونها استفاده مي كنند ؛ اون تابويي كه براي استفاده از رنگهاي شاد داشتيم از بين ميره ولي خوب هنوز هم اين ممنوعيت ذهني بعضيها را عذاب ميده !
ديروز جلوي يك مغازه با شوق و شور به مامان گفتم : فقط درخشش اين ابي فيروزه اي مانتوه را ببين !
كه مامانم در باب اينكه همين رنگهاست كه به ادم نشاط ميده و چقدر از افسردگيها به خاطر استفاده از رنگهاي تيره است ؛ شروع به سخنراني كرد !! ( بعد از فوت مادربزرگم بيشتر از 7روز نذاشت مشكي بپوشيم )
همون موقع يك خانم جوان چادري نگاهي عاقل اندر سفيه به ما كرد و به مامان گفت : همين شماهاييد كه مروج فساديد !!!!
البته خود من هم هنوز اعتماد به نفس كافي را براي پوشيدن بعضي از رنگها پيدا نكردم ولي از ديدن ادمهايي كه ازون رنگها استفاده مي كنند لذت ميبرم .
البته اينجا هيچ دفاعي از مدل مانتو ها ندارم ولي از تنوع رتگهاشون كاملا استقبال مي كنم .
ابي زنگاري ؛ صورتي ؛ نارنجي ؛ سبز ... همه و همه رنگهايي هستند كه در ناخود اگاه روي روحيه ما تاثير ميذارن و وضع اونو بهبود مي بخشند .
ولي خوب مي دونم كه اين فرهنگ و عرف غلط ماست كه باعث شده فكر كنيم رنگ تيره سنگين تر و بهتره در صورتيكه چه از نظر اسلام و چه از نظر روانشناسي استفاده از رنگهاي تيره باعث خمودي انسان ميشه و ركود ذهني و عدم پيشرفت و رشد فردي را به دنبال داره و اين يعني مرگ !!!
دلم مي خواد به جايي برسيم كه حتي اگر خودمون نتونستيم از اين موهبت الهي استفاده كنيم نسبت به ادمهايي كه اين شجاعت را دارند و با طبيعت خودشون در ستيز نيستند بدون هيچ جهت گيري نگاه كنيم .
اگر ميبينيم دختري مانتوي سرخابي پوشيده نگيم وا ي چه جلفه ! بگيم خوش بحالش كه شاده و ازش سپاسگذار باشيم كه باعث شده چشم ما با رنگ اشتي كنه !
و باور كنيم كه فرهنگ غلط را اگر ما مبلغ نباشيم ؛ يك جايي و يك زماني ميشه از بين برد .
و بدونيم اگر مسئولين شهر ما ؛ بي اهميت ترين چيز براشون روحيه مردمه ؛ خودمون ديگه دم به دمشون نديم وجلوشون بايستيم .


نوشته شده در ۱۳۸۳/۳/۱٢ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody