دیبای چهلتکه

صفحه اخر سررسيد پارسال نوشتم :
خريد – هياهو – تهران – دلتنگي
به سال ديگر اميد دارم
يك سال خوب
خيلي خوب و
پر از تحول
ساعت 12
29 اسفند 1381
و حالا
هفته اخر اين سالي هستم كه به عنوان يك سال خوب / خيلي خوب انتظارش را داشتم !
و نمي تونم بگم كه اين سال يك سال خوب نبوده ولي به نظر خودم اين سال يك سال خاكستري بود .
خاكستري يعني تعادل
يعني مقدار مساوي دورنگ متضاد !
و غم وشادي اونقدر همراه بودند تو اين سال كه نمي تونم بگم اين بر اون غلبه كرد !
در حقيقت يك سال خنثي بود !
ولي سالي بود كه اگر كمي ضعيفتر بودم مي تونست چپه ام كنه !!

در حقيقت امسال ميتونست يك سال خيلي بد باشه اگر من تنها بديهاشو ميديدم ! اگر تو پوسته ظاهريش توقف كنم تنها يك سال سخت پر از مريض داري و مرگ عزيزان و.... بود .
ولي خوشحالم كه مي تونم كمي زير پوسته اون را هم ببينم و حضورموثر ادمها را كه تو زندگيم برام ارزش داشتند و دارند ببينم و بفهمم كه
امسال سالي بود به تلخي شكلات قهوه كه تلخيش باعث ميشه كه از خوردنش لذت ببري !

مدتيست كه دارم به خودم نگاه مي كنم و وضعيتم تو اين سال كه گذشت ! از خودم راضي نيستم !
چه باور كنم چه باور نكنم سال داره تموم ميشه و من بايد يك بررسي روي برنامه ها و كارهام داشته باشم . هرسال اين بررسي ميوفتاد براي شب عيد و همون شب كلي هم برنامه ها را جفت و جور مي كردم براي سال ديگه !
نميتونم بگم امسال سال بدي بود ولي ميتونم بگم امسال من اوني نبودم كه بايد باشم !!
عملا ساكن و هيچ كار مثبتي نكردم .
سرجاي خودم درجا زدم .
و درجا زدن همون عقب موندن از روال زندگيه ! چون اگر تو وايستي ديگران كه صبر نمي كنند تا تو حال پيدا كني و بري جلو باهاشون ! پس روز به روز فاصله ات بيشتر ميشه !
ليست كارهايي را كه بايد بكنم از رو ديوار جدا مي كنم و بهشون زل ميزنم ! وحشتناكه ! دريغ از يك كار كه انجام شده باشه !
تنها كاري كه انجام شده ؛ همون كلاس زبانمه كه اونم دوماهيه ول شده !!
چرا ؟؟
جدي چرا ؟
يك جاي كار ايراد داره و نمي دونم كجاست .
تمام كارهايي كه نوشتم كارهاييه كه هم دوست داشتم و هم استعدادشو داشتم و هم امكاناتشو ولي چرا انجام نشده ! در حقيقت يك چيزي به اسم انگيزه كم است و شايد كمي هم همت !
سالي كه ادم نه موفق بشه و نه شكست بخوره ؛ سالي نيست كه جزو زندگي من محسوب بشه !
امسال من به نوعي يك عروسك پشت پنجره بودم ! عروسكي كه تو بهترين موقعيت پشت يك پنجره نشسته و فقط نگاه مي كنه !
درسته كه با همين نگاه كردن كلي چيز ياد گرفتم و نوعي رشد روحي داشتم ولي تو امور دنيوي شديدا درجا زدم !
موقعي كه تمام وقت سر كار ميرفتم ؛ احساس مي كردم كه دارم هدر ميرم و اينكه اين روز مرگي بدجور رو اعصابم راه ميره و امسال كه كارم به نوعي پاره وقت بود ؛ فهميدم كه من جنبه وقت اضافي را ندارم و بسيار تنبلم !! درحقيقت تنها كاري كه بالاي نمودار امسال من قرار ميگيره ؛ وقت كشيه !!
قاتل !!
دونه دونه كارها را نگاه ميكنم ! خيلياشون هست كه سالها تو ليستم مونده ؛و خيلياشون پارسال اضافه شده !ولي امسال هيچ كاري اضافه نشده !
نه ارزويي و نه هدف جديدي و اين نشانه خمودي و بي هدفي من در سال 82 است !
درحقيقت اين ليست براساس استعدادها و علاقه من نوشته شده و من امسال اگر مي خواستم اونقدر وقت اضافه داشتم كه به خيلياشون برسم !
پس چرا ؟
دوست ندارم اين بلا سر سال اينده هم بياد !
شايد اشكال از ليست باشه !
يعني صرف كاري را دوست دارم و ميتونم انجامش بدم دليل خوبي نيست كه بايد اونكار انجام بشه !!
گيج شدم !
ولي فكر مي كنم بايد جدي تر با خودم برخورد كنم !! اقا جان چماق داري ؟؟؟
ولي تنها كاري كه بايد بكنم اين است كه كارها را اولويت بندي كنم !
1-كارهايي كه بايد انجام بدم
2- كارهايي كه خوبه انجام بدم
3- كارهايي كه انجام دادن يا ندادنشون تفاوتي نداره
4- كارهايي كه ارزش ندارند وقت روشون بگذارم
5- كارهايي كه نه تنها سودي ندارند بلكه ضرر هم دارند !

در هر صورت امسال ديگر صفحه اخر دفترم نخواهم نوشت :
به سال ديگر اميد دارم
يك سال خوب
خيلي خوب و
پر از تحول

بلكه مي نويسم :
به خودم اميد دارم
يك ادم خوب
كه بهش ايمان دارم !
با اراده اي كه منجر به تحول مي شود !
و دنيايي كه خوبي و بدي را به من ارزاني ميكند!
و ادمهايي كه هديه اسماني هستند و بودنشون به زندگي من نور مي بخشد ! و فكر مي كنم اين هديه فقط به خاطر قدرت بالقوه من است كه براي شكرحضور اين ادمها اين قدرت بايد بالفعل شود !
و قلب كوچك من قدر زندگي را مي فهمد و ديگر دوست ندارد پشت پنجره بنشيند و نگاه كند !
و شجاعتي كه بايد بدستش بيارم !
و اعتماد به نفسي كه بايد برق بيفتد !
و عشقي كه بايد جاري شود !




نوشته شده در ۱۳۸٢/۱٢/٢٢ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody