دیبای چهلتکه

چقدر دلم يك دسته بزرگ نرگس مي خواد!
ميگفت هر شات ليزر را 1500 مي گيره ؛ بايد حساب كنم چقدر پول بايد جمع كنم !
بچه هاي دانشگاه هم موجودات خوبي هستند ولي نمي دونم چراباهاشون صميمي نميشم !
اين كفشهامو دوست دارم ولي خيلي زود از ريخت افتاد!
ازين دختره خبري نيست !!
دلم سفر مي خواد برنامه بذارم حداقل با تله كابين برم هتل تو چال !
چقدر دلم براش تنگ شده !
يادم باشه رفتم خونه بنويسم كه به استادم زنگ بزنم !
عابر بانك خالي !! برم ببينم كارتم هنوز اعتبار داره يا از بس پول توش نبوده بستنش !
و
شانس اورد اصلا موضوع را جدي نگرفتم وگرنه كلي خرج دك وپزم بايد مي كردم ! پالتو و كفش و روسري و...!
اينها تمام افكاري بود كه در حال رفتن به سر قرار از مغزم گذشت و اين اخري يك خورده منو به موضوع برگردوند .. چيكار دارم مي كنم . اينا همش به خاطر ناتواني تو يك نه گفتن ساده بود ! اصلا من كه ازين خانومه خوشم نمياد كه حالا تيكه هايي كه اون گرفته را بپسندم . فقط دارم ميرم كه به خودم بگم ببين من رفتم و نديده رد نكردم .و شايد به خودم بقبولونم كه احمق جان هر چقدر هم بخواي ظواهر را كنار بزني بازم توشون گير كردي و تيپ و قيافه برات مهمه ! براي اولين بار سر وقت رسيدم .
اي بابا اينا كه اومدن ! تو منتظر پرايد بودي خوب اين كه رنوه !! هاهاها! بسه نخند يك خورده كنترل كن جان من !
سلام و ...
ميرم عقب ميشينم و تكون نمي خورم !
نه خواهش مي كنم !
اي بابا ! بايد برم جلو ! سلام ! حالتون خوبه ! واي خدا جون ازون قيافه هاست كه من يك لحظه هم نميتونم تحمل كنم ! خدايا اخه منكه گفته بودم چشم سبزا رو فاكتور بگير ! اونم اين مدلي ! اي واي حيوني چقدرم به خودش رسيده ! ولي چرا شلوار سرمه اي با بلوز مشكي ! جوراباشو چجوري ببينم حالا ! اگه سفيد باشه كه بايد نيم ساعت را تو ده دقيقه خلاصه كنم ! خوشم مياد خوب اتو دست خودم ميدم ! خوب سركار خانوم شما كه خودت از رو رنگ جوراب طرفت را محك ميزني چطور انتظار داري اونا اونم اين پسراي اين دوره زمونه به رخت و لباست توجه نكنن و يكراست عاشق كمالات و فضايل اخلاقي شما بشن كه خودت هم تو وجودشون شك داري !
من جاي خاصي مد نظرم نيست ! مهمون شمام پس انتظار هيچ پيشنهادي از من نداشته باشيد !
بابا اين يارو چرا هيچ جا را فكر نكرده !پسر تو اين سن و سال حداقل يكي دوتا كافي شاپ بايد بلد باشه ! نه خوب لابد اونجاها پاتوقشه و نمي خواد با اين تشكيلات اونجاها بره ! مثل خودم ديگه ! بد نيست ادم منصف باشه !
از حق نگذريم خوب رانندگي ميكنه ! ولي زيادي محتاطه ! چرا به اين ماكسيماهه راه داد ! مرتيكه خيلي رودار بود!**
*شماهميشه اينقدر خوب رانندگي مي كنيد يا اينكه حالا حفظ ظاهر مي كنيد ؟**
نه من كلا ادم خونسردي هستم و سعي مي كنم تا جايي كه بتونم تو رانندگي اعصابم را خرد نكنم !
برو بابا ! حالا خوب شد اين خانومه اومدا ! وگرنه من با اين دق مي كردم ! پسره يك جا را نشون نكرده ! همينجوري داره دورشهر مي گرده ! راستي جوراباشم مشكيه و كفشاشم خوبه ! اخ اگه اونم با اين چشم بخواد به من نيگاه كنه ! با اين كفشاي ضايع !!
بسه ديگه بريم خونه ! اين خانومه هم كه دست بردار نيست ! مردم اينقدر از كمالات من و اين بيچاره تعريف كرد ! ولي اين چرا چشمش را باز نمي كنه ببينه ما كلي تفاوت داريم ! اصلا فاز خانوادگيمون جداست ! يعني واقعا ما اينطور به نظر ميرسيم كه اون اينجوري برام لقمه گرفته ! اخ اخ داره بحث و مي كشونه به بقيه دختراي فاميل ! اونا كه با شاه هم فالوده نمي خورن چه برسه به اين برنامه ها !
راستش دخترا همشون يك جورايي گيرن و اگر برنامه هاي پدربزرگم اينا نبود ؛ كلي عروسي داشتيم !**
يادم باشه يه چيزي ازين دخترا بگيرم كه اين بلا را از سرشون دور كردم .
جدي چرا من اين مسخره بازي را قبول كردم ؟؟ نكنه واقعا يك جور انتقام بود ازين پسرا ؟ اي بابا ؛ ولي خداييش هم پسره موجود خوبيه و هم خود اين خانومه واقعا بي قصد و غرضه ولي چيكار كنم اون يك ذره احتمالي را هم كه مي دادم از طرف خوشم بياد چشماي سبزش بر باد داد!!!
چقدر ساكته ! علي القاعده من بايد خجالت بكشم كه از وقتي سوار ماشين شدم دارم يك ريز حرف مي زنم و چرند مي گم ! خوب اينم يك كافي شاپ !! كي بود گفت يك جاي موند بالا ببرش ! اخه خنگول تو خودت جاي موند بالا مي شناسي كه حالا هم مي خواي رو سر پسر مردم خراب شي ؟
اي بابا اين از رفتار اجتماعي چيزي نمي دونه ! پسر بايد در را باز كني براي خانوما تا وارد جايي بشن ! وايستاده اون ته ! نه بابا ! اين بيچاره ساده تر از اين حرفهاست ! يا ازون مارمولكاست يا ازونا كه نمي دونن دختر را با كدوم خ مي نويسن !!
بابا من ازين خوشم نيومده ؛ كي رو بايد ببينم ! ديگه حوصله سئوال جواب را هم ندارم ! منكه تكليفم مشخصه ! تمام اون سئوالهايي رو هم كه راجع به سن و سال و خانوادش كردم براي گزارش به خاله ها و دختراشون بود !! يادم باشه ايندفعه ديگه زير بار اين حرف نرم كه ميگن با يك جلسه شخصيت طرف مشخص نميشه و بايد معاشرت كنيد چند جلسه ! هردفعه خر ميشم و چند بار پسر مردم را ميذارم سر كار و اخرش هم به خاطر همون دليل ساده اولي سر و ته قضيه را هم ميارم !
بابا وقتي يكي به دل ادم نچسبه ؛ نچسبيده ديگه !! اين دليل اين نميشه كه طرف ادم بدي باشه ولي خوب من با هر ادم خوبي نمي تونم كنار بيام ! اگه اينجوري بود كه تا حالا با خودم كنار اومده بودم !
واي بستنيش هم كه بد مزه است ! كاشكي منم كافه گلاسه مي خورم !
اينا نمي خوان دل بكنن ؟؟ مردم از بس مزخرف گفتم و شنيدم ! اين پسره هم كه بايد از زير زبونش حرف كشيد ؛ انگار من رفتم خواستگاريش ! شيطونه ميگه يك سئوال بغرنج بكنم توش بمونه ها ! برو بابا شيطون جان ! اين سئوالهاي سادشم به زور جواب مي ده !
من فكر مي كنم كه بهتره برم ! مامان اينها جايي مهمانند و منتظر منند كه برم اونجا ! ( لبخند ژكوندتو از صورتت بردار )
يعني چي ميگه ما رفيق نيمه راه نيستيم ؛ بي خيال ول كن برم ولي بدم نيست برسونتم ها ! به اين مي گن سو استفاده مشروع !!! واي رسيديم بالاخره !!
بسيار خوش گذشت و خيلي خوب بود كه شما را بعد از مدتها ديدم وشما اقا از ديدنتون خوشحال شدم و .... ( جان من ول كن اين مزخرفاتو ) من باهاتون تماس مي گيرم !!
بشين تا زنگ بزنم ! واي چقدر بايد رو مامانم كار كنم تا بهش زنگ بزنه و قانعش بكنه !! به اين ميگن اعتماد به نفس ! تو از كجا مي دوني اون ازت خوششش اومده ؟؟؟
ولي در كل خوب بود . فهميدم خيلي چيزها كه به ظاهر و در حرف برام مهم نيست در عمل برام مهمه و نتيجه اينكه زيادي حرف نزنم و ادعا نكنم !! ولي خداييش پسر بدي به نظر نميومد ؛ كاشكي مي تونستم معرفيش كنم براي فلاني !!! من كه اين خانومه را ديده بودم و مي دونستم مدل خانوادشون با ما فرق داره پس چرا تن به اين مسخره بازيها دادم ؟؟؟ در ضمن منكه مي دونستم هنوز كلي از خوددرگيريهام مونده و حل نشده و امادگي ورود ادم جديد به زندگيم ندارم ؛ چرا اينهمه خودم را عذاب دادم ؟؟ تازه قسمت سختش مونده !! ميدونم كه بر مي گرده و ميگه حالا چند جلسه معاشرت كنن و اخلاقاشون دست هم بياد !! يا اينكه با يك جلسه كه نميشه قضاوت كرد !! واي بميرم زير بار نمي رم !! دليل ازين منطقي تر ؟؟ طرف چشماش سبز بود !!


نوشته شده در ۱۳۸٢/۱٠/٢٤ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody