دیبای چهلتکه

مدتها بود بهت فکر نمی کردم ولی توی این هفته بار ها توی ذهنم آمدی و رفتی ...

نمی دانم چه چیز تو را برایم تداعی می کند ولی همین حضور گاه و بیگاهت در ذهنم یادم می اندازد که چقدر دلم برایت تنگ شده ...

روی هم شاید ٣٠ ساعت بیشتر ندیدمت ولی تاثیرت در زندگیم بسیار عمیق بود و شاید جزو ١٠ نفری بودی که زندگیم را متحول کردند...

نوشتم که بدانم در روزهایی که به سالگرد نخستین برخوردمان نزدیک است چقدر دلتنگتم و چقدر دلم می خواست که بیشتر بشناسمت ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٥ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody