دیبای چهلتکه

نفر اول:

این شبها به پارسال فکر می کنم که نبودی و یا در کل سال بیش از ١٠ بار همدیگر را ندیدیم و تجربه عجیبی بود که خودم را بدون حضور تو ارزیابی کنم ...

ارزیابی کنم که چقدر می توانم به عهدم با تو پایبند باشم و به دستوراتت عمل کنم ....

ارزیابی کنم که چقدر از حرف هایت را به یاد دارم و ملکه ذهن و رفتارم شده ...

ارزیابی کنم که اگر تو در زندگیم حضور داشتی چقدر با دیگری که از حضورت محروم بوده متفاوت عمل می کنم ...

بگذریم که نتیجه اش چندان دلپذیر من نبود و سال خوبی را پشت سر نگذاشتم و کارنامه درخشانی ارائه ندادم .

امسال اما از هر فرصت برای دیدنت استفاده کردم و هر بار به مسئولیتی که با دیدن تو بر دوشم می افتد فکر می کنم و به تو که چگونه این قطار را به ریل اصلی بر می گردانی...

و دیشب به این نتیجه رسیدم که خیلی از جلسات امسال را فقط برای دیدن تو آمده ام و نه شنیدن حرف هایت و یا دعاهایت . فقط آمده ام که کنارت باشم و از حضورت بهره ببرم و فکر می کنم این خوب نیست . اصلا خوب نیست....

نفر دوم :

راستش را بخواهی میهمانی دوشنبه باعث شد تا روابط کمی گرم تر شود . البته فکر می کنم تو خواستی وگرنه می توانستی همانطور مثل قبل مرا نادیده بگیری ...

 و مطمئن باش که من روی این صمیمیت هیچ حسابی باز نخواهم کرد... 

ولی خوشحالم

نفر سوم :

پسر جان برایم جالب بود که تو مرا یادت بود و بیشتر از آن برایم جالب بود که از دیدنت خوشحال شدم . گرچه ارتباط برقرار کردن میان جمع همکلاسی ها سخت است ولی من تصمیم گرفته بودم که بهت نزدیکتر شوم و سعی خودم را کردم ولی نمی دانم آیا باز هم همدیگر را خواهیم دید یا نه....

نفر چهارم :

همیشه ۵شنبه شب ها یادی از تو می کنم  گرچه هیچ وقت ۵شنبه شبی دلپذیر باهم نداشتیم ولی امروز به این موضوع فکر می کردم که عمل کرد تو باعث شد که شجاعت و اعتماد به نفسم را بگیری ...

هر بار که می خواهم به کسی نزدیک شوم می ترسم که در زندگیش زنی حضور داشته باشد که با آمدن من ، بلایی که تو سرم آوردی بر سرش بیاید و همین باعث می شود که شجاعت جلو رفتن را نداشته باشم ...

نفر پنجم :

(نفر پنجم خودم هستم )

هفته عجیبی بود . پر از آدم هایی که دوستشان داری ...

لطفا یاد بگیر که قدرت نه شنیدنت را بالا ببری و با یک نه زندگیت به مخاطره نمی افتد...

لطفا روی صداقتت با من بیشتر کار کن تا همه را به چشم یک دروغگو نبینی ...

لطفا برو و کلردیزپوکساید بخر تا همین ۴ تا دندانت را از دست ندادی...

لطفا با من مهربان تر باش...

لطفا.....

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٠ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody