دیبای چهلتکه

از وقتي بلاگ اسكاي خراب شده ؛ يه جورايي نوشتنم نمياد ؛ با اينكه كلي تو دلم حرف بود ولي واقعا حرفها هم تاريخ مصرف دارن و اگه از تو دل ادم تا مدتي بيرون نيان : همون تو مي پوسن و مي گنندند و بهتره كه همون جا بمونن! به خصوص غرغرها ! دست من كوتاه است و هيچ كاري نميتونم بكنم براي مملكتي كه از پايبست ويران است ! بايد قبول كنم كه خيلي چيزها از كنترل من خارج است و من نمي تونم هيچ تغييري توش ايجاد كنم ! حالا بشينم حرص بخورم كه تو اين مدت چقدر سهل انگاري و چقدر مال مردم خوري شده ! من سعيم را به اندازه توان خودم كردم و ديگر هيچ !
حال روحيم بد نيست !خوبه در حقيقت ! ولي به يك نوع سكون رسيدم نه خوب ونه بد ! بي تفاوتي ! هرچه پيش ايد خوش ايد ! دم را غنيمت شمار و ..! و خيلي خوب ميدونم كه بايد ازين حال بيام بيرون ! معمولا سال يك بار حتما اينجوري ميشم و در اين حالت است كه تصميمهاي مهمي مي گيرم بدون اينكه روشون فكر كنم و يك خورده بعد تازه مي فهمم چه غلطي كردم ! و جالب اينه كه نميدونم چرا همه تصميمهايي كه بايد روشون فكر كرد ؛ اين موقع به ادم پيشنهاد ميشن ! يادمه پارسال تو همين شرايط بودم كه يكي بهم پيشنهاد كرد كه يك دفتر بزرگتر بگيريم و با هم كار كنيم و خيلي را حت حرفش را قبول كردم ! كلي هم سر اين ماجرا ضرر دادم ! مي دونستم كه روي اين قضيه بايد بيشتر فكر كنم و شرايط را بسنجم ولي اينقدر ريلكس با موضوع برخورد كردم كه تصميمهام براي خود خسيسم هم تعجب اور بود !
حالا اون يك موضوع شخصي بود و ضررش را هم خودم دادم و اخرشم برگشتم دفتر خودم !چشمم چهارتا ولي تجربه خوبي بود كه ديگه تو اين شرايط تصميم نگيرم !
ولي امان از اين بي خيالي ! خيلي وقت پيش تو اون بدو بدوهاي مريض داري يكي كه رودربايستي داشتم باهاش گفت كه مي خواد منو با خواهرزاده اش اشنا كنه و شايد كار خيري صورت بگيره و همون موقع يك جورايي دست به سرش كردم و به خودم هم گفتم حتما دفعه بعد دودرش كنم ! و امروز زنگ زد دوباره و ازونجايي كه كاملا رو مود بيدردي بودم بهش گفتم با پسره بيچاره فلك زده قرار بزاره ! اخي از نامردي خودم شرمم گرفت ! من خودم را ميذارم جاي اون پسره دلم مي خواست كله طرف را بكنم اگه ميدونستم تو دلش چي ميگذره !
تلفن را كه قطع كردم كلي گيچ بودم در حقيقت بايد غصه مي خوردم و يا خجالت مي كشيدم كه چرا جواب مثبت دادم در حاليكه از حالا مي دونم كه تنها به خاطر رودربايستي با طرف دارم ميرم اونجا !
بدينوسيله از كليه اقايون معذرت مي خوام كه يكي از هم جنساشون را سر كار ميذارم ! و ككم هم نمي گزه !!
خلاصه ميدونم كه پنجشنبه ميرم اونجا و كلي هره و كره ميكنم و از شانس منم پسره ازونا در مياد كه به قول خودشون از دخترهاي خاكي خوششون مياد و حالا خر بيار و باقالي بار كن ! من كه اصلا طرف را به ديد خريداري !! نگاه نكردم مجبورم كليه خلاقيتم را به كار بگيرم و يك عيب و ايرادي روي طرف بذارم !!!!!! چقدر من خبيثم ! !! خدايا پسران مردم را از شر چنين ديباهاي خبيثي حفظ كن !

نوشته شده در ۱۳۸٢/۱٠/٢۳ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody