دیبای چهلتکه

دلم می خواست می توانستم توی face book  فریاد بزنم که دلم برای خودم تنگ شده ! برای آدمی که 2 سال پیش بودم و اینهمه هبوط نکرده بودم .

از پارسال تا حالا خیلی پسرفت کرده ام .

 به اندازه سالها عقب گرد کرده ام  البته نمیشه گفت عقب کگرد ولی پیشرفت مثبت نداشته ام و راهی که رفته ام راهی نیست که با ارزشها و رفتار سالهای پیشم همخونی داشته باشد.

 دلم نمی خواهد همرنگ جماعت بشوم و شده ام .

دلم شور و انگیزه می خواهد که ندارم .

بدجور کسلم تو این هوا و روزهای زیبای بهاری.

می دانم که باید دامنه معاشرت هایم را با آدم های مثبت و مفید و با انگیزه  گسترش دهم ولی حس و حالش نیست.

 زندگیم بین دو قطب خواب و کار نوسان دارد و همین بیعنی خودکشی تدریجی.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢۸ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody