دیبای چهلتکه

اين بلاگ اسكاي هم خوب مارو سر كار گذاشت . خوب منم كوچ كردم اينور فعلا تا سر فرصت ببينم چكار بكنم.
يواش يواش دارم وارد زندگي عادي ميشم دوباره . خودم كه كاملا حس مي كنم كه يك دوره گذر را تجربه كردم و تمام اون سكون و بي تحركي همه و همه جزو خصايص اون دوره بود . دقيقا مثل موقعي كه سر ادم تو يقه بلوز يقه اسكي گير بكنه و يقه هم اونقدر بلند باشه كه هرچي ميكشيش تموم نشه !! بدترين راهي را كه تونستم انتخاب كردم ؛ يعني موندن تو خونه و محروم كردن خودم از تماس با ادمها و اين خيلي اذيتم كرد . هر كدوم از كارهام كه تمام شد هيچ جايگزيني براشون نذاشتم و يجورايي كاملا بازنشسته شدم ولي اين كاملا بدترين انتخابم بود . در هر صورت اونقدر از خودم شناخت دارم كه بدونم اين ادمهان كه منبع انرژي و خلاقيت من هستند . البته اين مرگها و مهاجرتهاي ادمهايي كه دوستشون داشتم هم بي تاثير نبود .اين واقعيتيه كه اونچه دوست داري براي هميشه نخواهد ماند ولي اين حق را هم نداري كه تمام روابط خوب را قطع كني ؛ فقط به خاطر اينكه نمي خواهي زجر بكشي ! خوشبختي يعني اينكه تو از خودت راضي باشي و تو اين مدت من از خودم راضي نبودم . اين پرسشهاي چرا و اخرش كه چي ؟ كه در رابطه با زندگي اينجور مواقع مياد تو ذهن ادم بدجور خطرناك است . البته خودم مي دونم كه هنوز كاملا از حال و هواي افسردگي بيرون نيومدم و كلي راه دارم تا زندگي عادي ولي خوب تا همينجاش هم كلي خوب است .
كلي از حرفهام را اين مدت نوشتم و كنار گذاشتم و حالا كم كم اينجا ميذارمشون .
فقط اميدوارم بلاگ اسكاي زودتر درست بشه چون من از يك سري متنهام هيچي ندارم و حداقل بتونم اونها را تو كامپيوتر خودم ذخيره كنم .
اینم پست اول تو محله قديمی !

نوشته شده در ۱۳۸٢/۱٠/٢۳ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody