دیبای چهلتکه

حس هایی که هیچ مردی تجربه شان نخواهد کرد:

حسی که اولین بار که ابرو بر می داری بعد از دیدن چهره جدیدت توی آینه بهت دست می دهد ! یک حس سردرگمی که آیا این منم ؟دوستش دارم این چهره جدید را ؟

حسی که هر ماه یک هفته باهاش کلنجار میرم ! باز هم سردرگمی و ترس و شرم همراه با یک سئوال گنده که مجبورم می کند به خودم قول بدهم فردا را آگاهانه تر زندگی کنم واون سوال اینه : آیا نواربهداشتی را خوب استتار کردی توی سطل توالت یا نه !!!

حسی که موقع اپیلاسیون دارم ! مثل ماهی که دارن برای سرخ کردن آماده اش می کند یا مرده ای که روی سنگ مردشور خونه افتاده ! مراحل پودر و موم و قرچ !!!

حسی که ....

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٢٦ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

خوب ! از چی بنویسم ؟

 به شدت دنبال کار می گردم البته با معیارهای خودم ! ولی چون وضع مالی بد جور خراب است بی خیال معیار !!

و با خودم هم قهرم !

و در طول روز بارها مچ خودم را می گیرم  در حالیکه یک گفتگوی ذهنی عصبی که کاملا به من ارتباطی ندارد راه انداخته است !

 دندانپزشکم گفت شبها باید با نایت گارد بخوابم !!

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٤ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody