دیبای چهلتکه

حالم خوبه . کامپیوترم مثل بقیه جنبه های زندگیم نیاز به پاکسازی داشت که اونم انجام شد . بذر امیدی که زیر خروارها لجن مدفون شده بود داره کم کم جوانه میزنه . خوشحالم که می تونم دوباره زیباییها را ببینم. اگرچه هنوز زخمی که خوردم التیام پیدا نکرده و هر از چند وقت سر باز می کنه ولی می دونم که عمقش کم شده .
نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/٢٦ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

به نظر من هر ررابطه مثل يك چشمه است . اولش هيچي نيست و بعد يواش يواش مي جوشه و مي جوشه و كم كم تبديل ميشه به يك بركه كوچك و كم كم راه خودش را باز مي كنه و گوشه كنار قلبت را صفا ميده . هر دلخوري و تنش مثل يك سنگ است كه ميوفته توي اين چشمه و آبش را گل مي نه و اونوقت بسته به نوع رابطه كه يك جوشش كوچك باشه و يا يك بركه و يا يك نهر جاري قلبت مي گيره و گلي ميشه . بهترين كار اينه كه صبر كني تا گل و لاي بخوابه و اونوقت اون سنگ را پيدا كني وگرنه توي اونهمه گل و لاي گشتن دنبال سنگ فقط و فقط باعث ميشه بيشتر و بيشتر اب كثيف بشه . ولي امان از وقتي كه يك سنگ گنده ميوفته درست تو مدخل چشمه . اونو بند مياره و كم كم اون چشمه تبديل ميشه به گنداب و به مرداب و بوي تعفنش از قلبت هم فراتر ميره و اينجور وقتهاست كه بايد سريع اون محل را خشك كني شايد بعدا زمين زراعي خوبي بشه !
نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/٥ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

آدمهاي جديد ... گروههايي عجيب غريب ... از هر جنس و سنخيت ... قسم خوردم روابطم را از سطح فراتر نبرم . فقط و فقط نظاره گر باشم .
نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/٢ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody