دیبای چهلتکه

مي گن ماهي تو فرهنگ ما نماد عشقه ! پس ميشه خصوصيات عشق را توي ماهي ديد. به سختي به چنگت مياد و تازه اونوقته كه تو بايد در موردش تصميم بگيري .
مي توني در دم سرخش كني و يك لذت گذرا ازش ببري يا اينكه بذاريش توي تنگ كوچيك و يا شايدم يك حوض ابي و يا يك اكواريم مجهز.
ميتوني از اولش هفته ها ابش را عوض نكني و به فكر كني غذاش هم همون ابه و بعدش بگي وا ! اين چرا مرد.! ميتوني اولاش كلي بهش برسي و كم كم فراموشش كني و برات فرقي با بقيه روزمرگيات نداشته باشه و وقتي مردش تازه يادت بيفته كه چقدر وجودش تو زندگيت موثر بود.
هر چي كه هست تو هم ادمي ! و عادت كردن و فراموش كردن و سپردن حتي با ارزش ترين چيزها به دست روز مرگي جزئ ذاتته!
ميتوني هم تو دستت نگه داريش! ولي باز هم ذاتش لغزنده است و نگه داشتنش دشوار.
من با ماهيم چه كردم ؟
چي شد كه داره جلوي چشمام جون مي كنه ! منكه قدرش را مي دونستم.
يعني اون از اول ماهي من نبود.؟
ماهي من داره جلوي چشمام از دست ميره و انگار ايندفعه منم كه توي يك تنگ شيشه اي اسيرم و دستم واز اطراف كوتاهه؟
خدايا يعني قدر نعمتت را ندونستم ؟
يا شايدم ظرف دل من اونقدر كوچيك بود كه ماهي رنگينم توش طاقت نياورد و دلش خواست بره يك جاي بزرگ تر!
شايدم غذاي اشتباهي بهش دادم !
يا شايد لايق نگه داشتنش نبودم.
ولي براش سنگ تموم گذاشتم اخه توي اينهمه سال فقط دوبارظرف دلم رنگ ماهي به خودش ديده. معلومه كه بعد از اينهمه سال حسرت كشيدن قدرش را ميدونم .
ولي ماهي من داره از دستم ميره و من دستم از همه جا كوتاهه!
شايدم بهترين كار اين باشه كه خودم با دست خودم كار اين ماهي ظريف را يكسره كنم و تنگ خالي را بشكنم و بندازم دور تا ديگه هيچوقت هوس ماهي به سرش نزنه !
نوشته شده در ۱۳۸۳/٩/٢۱ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ توسط دیبا نظرات () |

Design By : Night Melody